۷ ماهگیه نقلی...
دختر گلی ۷ ماهت تموم شداااا..... دیگه خانمی شدی واسه ی خودت خییییییلی هم بامزه شدی گلک مامانی آخر هفته ی پر کار و خوبی بود خدارو شکر ۴شنبه شب خونه خاله فاطمه اینا شام دعوت بودیم و بعد از اتمام کلاسامون مستقیم رفتیم اونجا... بچم خیییییلی گرسنش بود چونکه سوپش سوخت و من هیچ غذایی با خودم سر کلاس براش نبرده بودم البته همیشه میسوزه ولی یه چیزی تهش میمونه منتها این دفعه کاملا سوخت خواهر جان به کمک آقا امین یه عالمه غذا پخته بود و یک سفره ی رنگین چیدن که دیدیم فاطمه یکتا میخواد از تو بغل باباش خودش رو پرت کنه وسط سفره..... سر سفره من و باباش دوتایی از همه چی تند تند بهش میدادیم ولی انقدر هل زد که آخرش با سر رفت تو بشقاب من.... ...








