روزهای زیبای عید
روزای عید با سرعت برق و باد میگذرن روز اول همگی رفتیم خونه ی مادر پدر شوهر جان روز دوم با مامانینا رفتیم اصفهان گردی باغ گلها و باغ پرندگان روز سوم مامانمینا رفتنو من کلی غصه دار شدم و شبش خونه ی عمه ی شوهر جان دعوت بودیم صبحش هم رفتیم عید دیدنی روز چهارم تولد دختر عموی شوهر جان بود و شب خونه ی عموی شوهر جان دعوت بودیم روز پنجم شب مهمونی خونه ی مادر شوهر جان اینا بود و من هم به عنوان یک عروس نمونه یک سالاد خوششششششششششششگل درست کردم بعدش هم رفتم خوابیدم تا وقتی مهمونا اومدن خسته نباشم روز ششم خونه ی جاریه عمه ی شوهر جان همههههه گی دعوت بودیم (خییلی نسبت دوریه نه!!!!!!!!!!!! ) فاطمه یکتا خونه ی جاریه عمه ی شوهر جان با...









