تولد عشق نازم طاها
امروز تولد طاهاي من بودو دو سالگيش تموم شد خداي من چقدرسالا زود ميگذرن روز تولد طاها هييييييچ وقت از ياد و خاطرم پاك نميشه چون يكي از قشنگترين روزاي عمرم بود حتي لباسايي كه اونروز پوشيده بودم رو به عنوان يادگاري نگه داشتم و اولين عكسي كه از عشقم ديدم با فيلم به دنيا اومدنش رو همشه به همراه دارم، همون جا تو لابي بيمارستان شوهر خواهرم از اتاق عمل اومدو فيلم رو بهمون نشون داد از همون اولش هم آقا و با شخصيت بود. وقتي كه داشت گريه هاي بدو تولدش رو ميكرد پرستار آوردش پيش خواهرم و لپش رو گذاشتروي لپ خواهرم و آروم شد، سريع آروم شد و وقتي كه جداش كرددوباره گريه كرد مامانش رو ميشناخت هزار ماشالله به هوشت عزيزكم كه از بدو تولدت باهوش ...





