پيامك....
تو اين هفته يه اتفاق بد افتاد اتفاقي مه واقعا قلبم رو به درد آورد واصلا دوست ندارم راجع بهش صحبت كنم محمد امين سعي ميكنه به هر نحوي منو شاد كنه من هم همش خودم رو عادي و شاد نشون ميدم ولي واقعيتش اينه كه خوشحال نيستم زمان بايد بگذره و اين مساله رو فقط زمان حل ميكنه ولي امروز يه چيزي خيييلي آرومم كرد انگار كه خدا واسم يه پيامك فرستاد تا بهم بگه انقدر غصه نخور روي پل هوايي روبروي دانشگاه يه سخن از حضرت علي نوشته بود كه مضمونش اين بود كه براي ناراحتي هاي اندك خود را به رنج نياندازيد كه اين كار شما را به ناراحتي ها و رنج هاي بزرگتر مي اندازد حالادقيقش رو حفظ نكردم فردا ميرم ميخونم و ميام ميگم خييلي حال خوشي در من ايجاد...






